پند
اگر روزی تهدیدت کردند،بدان دربرابرت ناتوانند!
اگر روزی خیانت دیدی ،بدان قیمتت بالاست !
اگر روزی ترکت کردند،بدان با توبودن لیاقت می خواهد!
خطبه شعبانیه پیامبراکرم(ص)درباره ماه مبارک رمضان
حضرت امام رضا(ع) از پدرش از جدش اين روايت را نقل كردهاند كه امام علي(ع) چنين فرمود: در روزي از روزهاي آخر شعبان و در آستانه ماه مبارك رمضان رسول خدا(ص) خطبه مهمي خواند. اين خطبه به خطبه شعبانيه معروف است كه به 26 فراز تقسيم ميشود كه در اينجا به صورت اختصار اشاره ميگردد.
1- فضيلت ماه رمضان:
ايهاالناس قداقبل اليكم شهرالله بالبركه و الرحمه و المغفره...
اي مردم! به درستي كه ماه خدا به بركت و رحمت و آمرزش به شما روي آورده ماهي كه نزد خدا بهترين ماهها و روزهاي آن بهترين روزها وشبهاي آن بهترين شب ها و ساعات آن بهترين ساعتها است.
در اين خطبه فضيلت ماه مبارك رمضان به ديگر ماهها برتري داده شده است كه بعضي از بركات اين ماه عبارتند از:
ماه بركت، رحمت و آمرزش، بهترين ماهها در نزد خداوند، ساعاتش بهترين ساعات، خواب مؤمنان عبادت، ضيافت الهي، ماه ميهان خدا، يك شب برابر هزار شب، دعاهاي مؤمنان مستجاب، نزول قرآن، تلاوت يك آيه از قرآن ثواب يك ختم قرآن، آمرزش گناهان، تسبيح نفسها، ماه سربلندي و سرافرازي مؤمنين در پيكار با خواستههاي نفساني و جبران غفلت انسانهاست.
2- ضيافت الهي:
هو شهر دعيتم فيه الي ضيافهالله و جعلتم فيه من اهل كرامهالله...
و آن ماهي است كه به مهماني خدا خوانده شده و از جمله گرامي داشته شدگان خداوند محسوب شدهايد.
3- ثواب بر اعمال ولو غير ارادي
انفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عباده...
نفسهايتان در آن تسبيح است، خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن پذيرفته، و دعايتان در آن مورد اجابت است.
4- شرط حضور در مهماني خدا
فسئلوالله ربكم بينات صادقه و قلوب طاهره...
پس با نيتهاي درست و دلهاي پاك، از پروردگارتان بخواهيد تا براي روزهداري آن و تلاوت كتاب خويش، توفيقتان دهد. چرا كه بدبخت، كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش الهي محروم بماند.
5- ياد قيامت
و اذكروا بجوعكم و عطشكم فيه جوع...
با گرسنگي و تشنگي خود در اين ماه، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را ياد كنيد.
6- ياد فقرا
و تصدقواعلي فقرائكم و...
به نيازمندان و بينوايانتان صدقه بدهيد.
7- رعايت اخلاق اجتماعي
و وقروا كباركم و ارحموا صغاركم...
به بزرگان خود احترام، و بر كوچكهايتان ترحم، و به بستگانتان نيكي كنيد.
8- كنترل زبان
واحفظوا السنتكم
زبانتان را نگه داريد (زبان خود را از گفتار ناپسند و زشت نگهداريد)
9- كنترل چشم
و غضوا عما لايحل النظر اليه ابصاركم...
چشمهايتان را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، بپوشانيد.
10- كنترل گوش
و غضوا عما لايحل الاستماع اليه اسماعكم...
گوشهايتان را از آنچه شنيدنش حلال نيست، فرو بنديد.
11- اكرام ايتام
و تحننوا علي ايتام الناس...
به يتيمان مردم، محبت كنيد تا بر يتيمان شما محبت ورزند.
12- توبه
و توبوا اليالله من ذنوبكم...
از گناهانتان به پيشگاه خداوند توبه كنيد.
13- دعا
و ارفعو اليه ايديكم بالدعاء فياوقات...
در هنگام نمازها، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند كنيد. كه آن هنگام خداوند با نظر رحمت به بندگانش مينگرد و هرگاه با او مناجات كنند، پاسخشان ميدهد و چون او را صدا بزنند، جوابشان ميگويد و چون او را بخوانند، اجابتشان ميكند.
14- عمل
ايها الناس ان انفسكم مرهونه باعمالكم...
اي مردم! جانهاي شما در گرو كارهاي شماست، پس با آمرزش خواهي خود، آنها را آزاد سازيد؛ و پشتهاي شما از بار گناهانتان سنگين است، پس با طول دادن سجدههاي خود، آنها را سبك كنيد.
15- نماز
و اعملوا انالله تعالي ذكره...
بدانيد كه خداوند كه يادش والاست به عزت خود سوگند خورده است كه نمازگزاران و سجدهكنندگان را عذاب نميكند و در روزي كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان براي حساب ميايستند، آنان را با آتش هراسان نميسازد.
16- اطعام
ايهاالناس من فطر منكم صائماً مؤمناً...
اي مردم. هر كه از شما در اين ماه، روزهداري را افطار دهد پاداش او براي آن،نزد خدا، آزاد كردن يك برده و آمرزش گناهان گذشته اوست.
17- حسن خلق
ايهاالناس من حسن منكم فيهذا الشهر خلقه...
اي مردم! هركس اخلاقش را در اين ماه، نيكو سازد، براي او وسيله عبور از صراط خواهد بود، در آن روز كه گامها بر صراط ميلغزد.
18- مدارا با زيردست
و من خفف فيهذا الشهر عما ملكت يمينه...
و هر كس دراين ماه بر زيردستان خود آسان بگيرد، خداوند حساب او را سبك خواهد گرفت و هر كس در اين ماه، شر خود را از ديگران بازدارد، خداوند در روز ديدارش، غضب خويش را از او بازخواهد داشت.
19- صله ارحام
و من وصل فيه رحمه وصلهالله برحمته يوم يلقاه...
و هر كه در اين ماه به خويشاوند خود نيكي كند، در روز ديدار، خداوند با رحمتش به او نيكي خواهد كرد. و هر كس از آن خويشان خود ببرد. خداوند در روز ديدار، رحمتش را از او قطع خواهد نمود.
20- انجام مستحبات رمضان
و من تطوع فيهالصلاه...
و هر كس در آن، نماز مستحبي بخواند، براي او دوري از آتش، نوشته ميشود.
21- پيوند ولايت
و من ادي فيه فرضاً كان له ثواب...
و هر كس واجبي را در آن ادا كند، پاداش كسي را دارد كه هفتاد واجب را در ماههاي ديگر ادا كرده است.
22- اجر صلوات بر پيامبر و آل او
و من اكثر فيه الصلاه علي...
و هر كسي در آن، بر من زياد صلوات بفرستد، خداوند كفه ميزان عمل نيك او را در قيامت سنگين ميكند.
23- قرآن
و من تلافيه آيه منالقرآن...
و هر كس در آن، آيهاي از قرآن تلاوت كند. پاداش كسي را دارد كه در ماههاي ديگر ختم قرآن كرده است.
24- بهشت و دوزخ
ايهاالناس ان ابواب الجنان...
اي مردم! در اين ماه، درهاي بهشت بازند. پس از پروردگارتان بخواهيد كه آنها را بر شما نبندد و درهاي دوزخ بستهاند پس از پروردگارتان بخواهيد كه آنها را بر شما نگشايد.
25- برترين اعمال
يا رسولالله! ما افضل الاعمال فيهذا الشهر...
امام علي(ع) ميفرمايد من برخاستم و گفتم: اي پيامبر خدا! برترين كارها در اين ماه چيست؟ فرمود: اي ابوالحسن! برترين كارها در اين ماه، پرهيز از حرامهاي الهي.
26- شهادت
ثم بكي...
پس گريست گفتم: اي پيامبر خدا: سبب گريه شما چيست؟ فرمود: علي جان، گريه من براي اين است كه در اين ماه در حالي كه به نماز ايستادهاي فرق سرت به دست شقيترين انسان شكافته ميشود، و محاسن شريف تو خضاب ميگردد.
در پايان خطبه پيامبر(ص) ميفرمايند:
اي علي! تو وصي من و پدر فرزندان من و همسر دخترم و جانشين من بر امتم به هنگام زندگيم و بعد از درگذشتم هستي، فرمان تو فرمان من و نهي تو نهي من است. سوگند به آن كسي كه مرا به نبوت مبعوث گردانيد و مرا بهترين انسانها قرار داد تو حجت خدا بر خلقش و خليفه او بر بندگانش هستي.
منابع:
- بحارالانوار ج 96 ص 157
- عيون اخبار الرضا ج1، ص 295 و كتاب فضائل شهر رمضان
فرق میان سپاه علی علیه السلام وسپاه معاویه
لشكريان معاويه كه خيلى پيش از آمدن سپاهيان حضرت على (ع ) در صفين تمركز يافته بودند سر تا سر فرات را تا مسافتى دور در تصرف خود داشتند. وقتى كه سپاهيان حضرت على (ع ) روبروى آنها چادرهاى سياه خود را برافراشتند به نخستين حاجت خود كه آب باشد پى بردند به هر قسمت از شط فرات كه رفتند با نيروى عظيم دشمن روبرو شدند كه اجازه نمى دادند كسى به شط نزديك شود و آب بردارد. نخستين گفتگو و كشمكش ميان اين دو سپاه بزرگ ، بر سر آب آغاز شد. اميرالمؤ منين على (ع ) دو نفر نماينده نزد معاويه فرستاد كه به آنها بگويند اين رفتار ناجوانمردانه و نادرستى است ، آنها را مامور كرد به معاويه گوشزد كنند كه اگر ما زودتر از شما بر سر آب رسيده بوديم هرگز شما را از برداشتن آب منع نمى كرديم معاويه پس از مشورت با عمروعاص و سران سپاه درخواست نمايندگان سپاه على (ع) را رد كرد.
على (ع ) ناچار شد كه ابتدا رودخانه را به تصرف در آورد. دو تن از فرماندهان نيرومند خود را به نام اشعث بن قيس و
اشتر نخعى ماءمور ساخت به ده هزار سوار به سپاهيان معاويه كه در طول شط فرات تمركز يافته بودند حمله كنند. جنگ بسيار سختى ميان آنان واقع شد. سرانجام سپاهيان على (ع ) موفق شدند كه قسمتى از رودخانه را به تصرف خود درآورند و بدين وسيله چادرهاى خود را در كنار شط بر پا كنند، آنگاه حضرت على (ع ) دستور داد كه مناديان در طول رودخانه ندا دهند كه به تمام افراد سپاه معاويه اجازه داده مى شود هر مقدار كه آب مى خواهند از رودخانه بردارند و كسى مزاحم آنها نخواهد شد.
مکث
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به
جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را
بیابیم (چارلی چاپلین)
سخنان حضرت پس ازظهورآل عمران :34
حضرت مهدی (علیه اسلام) پس از ورود به مسجد الحرام ابتدا میان کعبه و مقام ابراهیم، رو به کعبه دو رکعت نماز به جا می آورد. آن گاه توسط یکی از یارانش برای مردم معرفی می گردد و سپس به رکن حجرالاسود پشت خود را تکیه می دهد و برای مردم سخنرانی می کند.
متن سخنرانی حضرت مهدی (علیه اسلام) این گونه است: « ای مردم! ما علیه کسانی که به ما ظلم کردند و حق ما را غضب کردند؛ از خدا و هر کس از مردم که دعوت ما را پاسخ گوید: یاری و کمک می خواهیم.
ما اهل بیت پیامبر شما محمد« ص» هستیم. ما نزدیک ترین مردم به خدا و محمد هستیم. هر کس درباره خدا با من محاجه کند، پس من نزدیک ترین مردم به خدا هستم. هر کس درباره آدم با من محاجه کند، من نزدیک ترین مردم به آن هستم. هر کس درباره نوح با من محاجه کند، من نزدیکترین مردم به نوح هستم. هر کس درباره ابراهیم با من محاجه کند من نزدیکترین مردم به ابراهیم هستم. هر کس درباره اسماعیل با من محاجه کند من نزدیک ترین مردم به اسماعیل هستم. هر کس در باره موسی با من محاجه کند، من نزدیک ترین مردم به موسی هستم. هر کس درباره عیسی با من محاجه کند، نزدیک ترین مردم به عیسی هستم.
ای مردم! هر کس درباره محمد« ص» با من محاجه کند، نزدیک ترین مردم به محمد هستم. ای مردم! هر کس با من درباره کتاب خدا محاجه کند، پس من نزدیک ترین مردم به خدا هستم. ای مردم! هر کس درباره پیامبران با من محاجه کند، من نزدیک ترین مردم به پیامبر هستم.
آیا خداوند در کتاب محکمش نفرمود: « ان الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین ذریه بضها من بعض والله سمیع علیم» (آل عمران: 34 )؛ (بدرستیکه خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید که بعضی از آنان ذریه بعضی دیگر هستند و خداوند شنوا و داناست.) من باقیمانده از آدم، ذخیره (خیره) نوح برگزیده ابراهیم و انتخاب شده محمد هستم.
آگاه باشید که هر کس درباره کتاب خدا با من محاجه کند، من نزدیک ترین مردم به کتاب خدا هستم. آگاه باشید که هر کس درباره سنت رسول خدا« ص» با من محاجه کند، من نزدیک ترین مردم رسول خدا هستم. شنوندگان و حاضران را سوگند می دهم که سخن را به غایبان برسانند
به حق خدا و به حق رسول خدا« ص» و به حق خودم - چرا که من بر شما حق خویشاوندی با رسول خدا دارم - از شما درخواست می کنم که ما یاری کنید و در مقابل کسانی که به ما ظلم و ستم روا می دارند، از ما دفاع کنید به تحقیق ما ترسانیده شده ایم، مورد ستم قرار گرفته ایم، ما و فرزندانمان از وطن مان رانده شده ایم و به ما ظلم شده است و ازحقّمان منع شده ایم و اهل باطل در میان ما جدایی افکنده اند.
خدا را در مورد ما در نظر بگیر و دست از یاری ما برندارید و ما را یاری کنید تا خدا شما را یاری کند. »
منابع: بحارالانوار، ج 52، ص 238، حدیث 105 - ص 223 حدیث 91 - ص 305 حدیث 78
هنوزدوقورت ونیمش باقی مانده
مي گويند حضرت سليمان زبان همه جانداران را مي دانست ، روزي از خدا خواست تا يك روز تمام مخلوقات خدا را دعوت كند .
از خدا پيغام رسيد ، مهماني خوب است ولي هيچ كس نمي تواند از همه مخلوقات خدا يك وعده پذيرائي كند .
حضرت سليمان به همه آنها كه در فرمانش بودند دستور داد تا براي جمع آوري غذا بكوشند و قرارگذاشت كه فلان روز در ساحل دريا وعده مهماني است .
روزي كه مهماني بود به اندازه يك كوه خوراكي جمع شده بود . در شروع مهماني يك ماهي بزرگ سرش را از آب بيرون آورد و گفت : خوراك مرا بدهيد .
يك گوسفند در دهان ماهي انداختند . ماهي گفت : من سير نشدم . بعد يك شتر آوردند ولي ماهي سير نشده بود .
حضرت سليمان گفت : او يك وعده غذا مهمان است آنقدر به او غذا بدهيد تا سير شود .
كم كم هر چه خوراكي در ساحل بود به ماهي دادند ولي ماهي سير نشده بود . خدمتكاران از ماهي پرسيدند : مگر يك وعده غذاي تو چقدر است ؟
ماهي گفت : خوراك من در هر وعده سه قورت است و اين چيزهائي كه من خورده ام فقط به انداره نيم قورت بود و هنوز دو قورت ونيمش باقي مانده است .
ماجرا را براي سليمان تعريف كردند و پرسيدند چه كار كنيم هنوز مهمانها نيامده اند و غذاها تمام شده و اين ماهي هنوز سير نشده .
حضرت سليمان در فكر بود كه مورچه پيري به او گفت : ران يك ملخ را به دريا بياندازيد و اسمش را بگذاريد آبگوشت و به ماهي بگوئيد دو قورت و نيمش را آبگوشت بخورد .
از آن موقع اين ضرب المثل بوجود آمده و اگر فردي به قصد خير خواهي به كسي محبت كند و فرد محبت شونده طمع كند و مانند طلبكار رفتار كند مي گويند : عجب آدم طمعكاري است تازه هنوز دو قورت ونيمش هم باقي است .
داستان قاتل ومیوه فروش
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پرگرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.
چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.
او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد.
اما بی پول بود.
بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.
دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید.
بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و.... پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.
میوه فروش گفت : بخور نوش جانت ، پول نمی خواه !
سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد.
این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ،صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت، فراری دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.
آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد.
میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت.
عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.
زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند قاتل فراری و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند.
میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت.
پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند.
سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود.
او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود.
دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.
او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت : "آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان".
سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.
میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود : من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم .
هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم، نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت.
بگذار جایزه پیدا کردن من ،جبران زحمات تو باشد !!!!
براي مشاهده اخبار در لينك زير كليك كنيد.
